حسن الحسيني الخراساني القوچانى ( آقا نجفى قوچانى )

24

وصاياى ارسطو به شيماس ( شرح رساله تفاحيه ) ( فارسى )

كارى بيهوده پيش گرفته و تمنّاى بى جا و بىمورد نموده ، هيچ تواند بود كه شما را تمنّا بود كه نام علم بر شما افتد با لذّات اين جهانى از خورش و پوشش و ديگر چيزها ؟ با آنكه معلوم شد حكمت با اين لذّات جمع نشود چنان‌كه آب و آتش جمع نشود . گفتند : ما را اين طمع نيست و جوياى اين نه‌ايم و چون طمع بريم به حكمت و كار اين جهان باهم ؟ با اينكه ديده‌ايم كه چون وقتى در طعام و شراب افزونى رود و يا جنبشى در دل پيدا آيد ، از چيزى كه ضدّ خرد بود چون شهوتى يا خشمى يا حرصى و حسدى خرد بيكار ماند ، آن هنگام اگرچه جنبش دل به عمل نيايد پس چون بود كه به عمل برسد ! و نيست هيچ‌چيز كه نگهداشتن وى را سودمندتر است و تباهى به وى رسنده‌تر از خرد طالب علم را . شاگردان اظهار مىكنند كه خرد گوهر نفيسى است كه واقع شده در اين ظلمتكدهء دنيا كه از رذايل حيوانيّه همچون حرص و حسد و بخل و غضب و ديگر لوازم حيوانى به زودى تباه شود و از دانش كور گردد و راه حق را نبيند چنان‌كه فرموده‌اند : كه قاضى و مفتى در وقت سير شدن از غذاى لذيذ و در وقت گرسنگى مفرط و در عين عارضهء خشم حكم نراند « 1 » كه همچون تير به تاريكى زدن است و بالجمله آثار قوّهء حيوانى با خرد جمع نشود ، چو فرموده‌اند : « العقل ما عبد به الرحمن و اكتسب به الجنان » « 2 » و خرد طالب حكمت و دانش است و اگر تباهى به او راه نيابد ، از طريق حيوانيّه راه حق و آخرت پويد و او در اين عالم غريب است و از آن سودمندتر براى طالب دانش نيست و چون قرين نفس حيوانى و همسايهء دشمن جانى است اگر غفلت شود به زودى نفس خنّاس او را كور و تباه كند . جان گشاده سوى بالا بالها * تن زده اندر زمين چنگالها « 3 »

--> ( 1 ) - نهج الفصاحة ، حديث 125 : « اذ ابتلى احدكم بالقضاء بين المسلمين فلا يقض و هو غضبان » اگر كسى شما به كار قضاوت در ميان مسلمانها دچار بود ، حق ندارد در وقت خشم و غضب قضاوت كند . ( 2 ) - وسائل الشّيعه ، ج 6 / 161 ، محاسن برقى ، 195 : عقل چيزى است كه بدان وسيله خداى رحمن را بپرستند و بهشت را تحصيل كنند . ( 3 ) - مثنوى معنوى ، ص 240 ( دفتر چهارم ) ، سطر 29 : -